مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

189

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

اين روايت‌ها همه از عامه و غير قابل پذيرش است . زيرا با اعتقاد راستين درباره امامت و حقايق مربوط به آن و ادب عالىاى كه اولياى خداوند نسبت به يكديگر رعايت مىكنند مخالف است . اين‌ها همه پرداخته خيال تسنن متأثر از تبليغات گمراه كنندهء اموى است كه قصد دارد تصوير امام حسن عليه السلام را در اذهان زشت جلوه دهد و او را مظهر انسانى آرام و سازگار معرفى كند كه دوستدار سلامت ، و آسايش ، زن و مال است و اراده و نيروى جنگ ندارد . همهء اين‌ها براى اين است كه در اذهان مردم او را براى خلافت ناشايسته معرفى كنند و با كمال تأسف هيچ كدام از كتاب‌هاى اهل تسنن را نمىيابى كه از اين گمراه‌سازى ظالمانه متأثر نباشد . امام عليه السلام و تداوم بر پايبندى به صلح امام حسين عليه السلام استمرار پايبندى بر صلح را برگزيد و در دوران امام حسن عليه السلام مىكوشيد تا خشم و توفندگى شيعه را فرو نشاند ؛ و به آنان دستور داد تا سياست صبر و انتظار را در پيش گيرند و توصيه كرد كه از ديد قدرت حاكم پنهان گردند و منتظر [ وقت مناسب ] باشند ، در دوران پس از شهادت امام حسن عليه السلام نيز همين روش را ادامه داد . بلاذرى نقل مىكند كه چون حسن بن على عليه السلام وفات يافت ، شيعيان ، در حالى كه بنوجعدة بن هبيرة بن أبى وهب مخزومى و امّ جعده و ام‌هانى دختر ابىطالب همراهشان بودند ، در خانه سليمان بن صرد گرد آمدند . آن‌گاه نامه تسليت‌آميزى به امام حسين عليه السلام نوشتند و در آن نامه گفتند : خداوند تو را بزرگترين بازمانده گذشتگان قرار داده است و ما شيعيان در مصيبت تو عزاداريم ، با اندوه تو اندوهناكيم با شادى تو شادمانيم و منتظر فرمان توايم . بنوجعده به آن حضرت نامه نوشتند و خبر دادند كه مردم كوفه دربارهء وى حسن نظر دارند و دوستدار آمدنش هستند و چشم به سوى او دوخته‌اند و از ياران و برادرانش كسانى را ديده‌اند كه روش پسنديده دارند و به گفتارشان مىتوان اعتماد كرد و چالاكى و قدرتشان شناخته شده است و دشمنى و بيزارى خود نسبت به پسر ابىسفيان را باز گفته‌اند و خواستار آنند كه حضرت نظرش را براى آنان بنويسد .